ذبيح الله صفا
951
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اسمعيل ( 997 - 999 ) و نظامشاه برهان ثانى ( 999 - 1003 ) معاصر و بويژه از بخششهاى مرتضى و برهان برخوردار بود ، و چون احمدنگر بسال 1003 بر دست ميرزا عبد الرحيم خانخانان فتح شد چندى در ملازمت آن سردار ادبدوست گذرانيد و با شاعرانى چون نظيرى و شكيبى و جز آنان كه در ملازمت خان بودند ، معاشرت نمود و قصيدههايى در مدح خانخانان سرود و با اجازهء او عازم سفر مكه شد ليكن چون در راه به بيجاپور مستقر حكومت عادلشاهيان دكن رسيد همانجا رحل اقامت افگند و بدربار عادلشاه ابراهيم ثانى ( 987 - 1035 ) اختصاص يافت و او را در قصيدههاى خود ستود و مجموعهء گلزار ابراهيم را بدستور او و با مشاركت ظهورى فراهم آورد و در آن سامان چنان حرمتى بهم رساند كه او را با عنوان « ملك الكلام » ياد مىكردند و گويا در همين شهر بود كه ظهورى دختر ملك را بزنى گرفت . قسمت اخير عمر ملك بتمامى در بيجاپور و در مصاحبت خويشاوندش ظهورى و ملازمت ابراهيم ثانى گذشت تا بسال 1025 درگذشت و او را در بيجاپور نزديك بمقبرهء سنجر كاشانى به خاك سپردند . ميرزا ابو طالب كليم تاريخ فوت ملك را چنين يافت : ملك آن پادشاه ملك معنى * كه نامش سكهء نقد سخن بود چنان آفاق گير از ملك معنى * كه حد ملكش از قم تا دكن بود سوى گلزار جنت رفت آخر * كه دلگير از هواى اين چمن بود بجستم سال تاريخش ز ايام * بگفتا « او سر اهل سخن بود » ( - 1025 ) مير غلامعلى آزاد بلگرامى كه تاريخ ميرزا ابو طالب كليم را نقل كرده است مىنويسد كه ملك بروايت ناظم تبريزى در سنهء هزار و بيست و چهار فوت شد و ملا ظهورى يك سال بعد ازو ؛ و بنابر اشارهء عبد القادر بداؤنى در منتخب التواريخ او و ظهورى در هرج و مرج دكن بقتل رسيدند . بنا بتصريح فخر الزمانى در ميخانه سن ملك هنگام وفاتش نود سال بود و بدين تقدير بايست بسال 934 يا 935 زاده باشد .